¿یاد یار . . .
چهارشنبه 15 خرداد 1387

. . . در این روزها که داغ سنگین و تلخ ملتی در فقدان قائد و مقتدایش دوباره تازه می شود ، این دو شعر مجموعه ای از خاطرات را در ذهن آنانی که آن روزها را دیدند و در عزای وداع با روح الله سوگوار بودند و هستند ، زنده می کند .
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد . . .
غزلی از حضرت امام خمینی (ره)
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم شرری که به جان آمدم و شهره ی بازار شدم
در میخانه گشایید برویم شب و روز که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه ی زهد و ریا کندام و بر تن کردم خرقه ی پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند می آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم من که با دست بت بتکده بیدار شدم
. . . واین هم پاسخی بر آن غزل از رهبر انقلاب
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر ای که در قول و عمل شهره ی بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی وه که بر مسجدیان نقطه ی پرگار شدی
خرقه ی پیر خراباتی ما سیره ی توست امت از گفته ی دُر بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی
توکه فارغ شده بودی زهمه کون و مکان دار منصور بریدی همه تن دار شدی
نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد 1387 و ساعت 10:06 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -
¿به صدق صادقی سوگند . . .
جمعه 11 آبان 1386
نوشته شده در جمعه 11 آبان 1386 و ساعت 08:11 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -
¿
یکشنبه 22 مهر 1386
نزدیک آخرین افطار رمضان است .
دیروز به دوستانم می گفتم به راستی سال آینده و سالهای بعد از آن ( حدود ده سال ) که دیگر ماه رمضان در سال تحصیلی نخواهد بود ، چه خواهیم کرد ؟
ما لذت رمضان را در کنار شما (دانش آموزان ) باور داریم و یقین داریم که پاکی شما ، رمضانمان را زیبا و پر معنا ساخته است . ما باور داریم آن سخن زیبای مولایمان علی (ع) را که فرمودند :
مردم را امر به نیکی کنید تا خود از نیکان گردید .
. . . و ماه خوب رمضان فرصتی بود تا باهم خوبتر شویم .
. . . و حالا فقط تا لحظاتی دیگر رمضان می رود . . .
. . . و من و تو هنوز در اول راه مانده ایم .
به او دل بستیم و تا آمدیم که با او بمانیم ، او از ما پیشی گرفت و رفت . و ما را در حسرت جواب این سوال گذاشت که آیا بار دیگر هم رمضان را خواهیم دید و در کنار سفره های زیبای افطارش میهمان خواهیم شد ؟؟؟
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
. . . و اکنون می خواهم بنویسم .
با زبانی که دیگر نمی داند که چه بخواهد و دلی که انبوهی از ناگفته ها را در خود نهفته است و چشمانی که اشک می ریزد . اشکی از روی حسرت پایان این میهمانی و از شوق رسیدن عید زیبای آن .
همان چشمی که چشم امید به فردا دارد .(( به صبح عید )) .
و دستی که انتظار صبح فطر را می کشد تا در قنوت زیباترین نماز ( نماز عید فطر ) میزبان رمضان بیاید و چیزی کف آن بگزارد .
همه ی خیری که به بندگان صالحش در چنین روزی عطا خواهد نمود .
و پایی که در تردید مانده که آیا از این به بعد ، بعد از یک ماه روزه بودن ، آیا باز هم روزه دار خواهد ماند ؟؟؟
ولی دلم حال دیگری دارد . به چشم و پا و دست و ... بشارت می دهد که فردا عید شماست و شما عیدیتان را خواهید گرفت . مطمئن باشید .
و اکنون وقت خواستن است و دعا کردن . . .
به ما گفته اند که حتی اگر شیطان نیز لیاقت می یافت تا شب عید فطر را درک کند و طلب توبه نماید شاید گناهانش آمرزیده می شد .
امشب که شب عید بزرگ فطر ماست ، شب رحمت و بخشش و احسان اوست . . .
پس باید که از او بخواهیم و دست تمنا به سوی او دراز کنیم که او (( ارحم الراحمین )) است . . .
خدایا به حرمت تمام دوستانت که دوستشان داری ، ما را جزو کسانی قرار ده که تمام وجودشان پراز عطر حضور توست . دیدار رمضانی دیگر را بر ما ارزارنی دار.
به دوستان خوب من توفیق روزافزون در جهت کسب ایمان و علم و اخلاق و عمل به آن عطا نما .
به آنها و پدر ومادر محترم و دلسوزشان و نیز تمام اعضای خانواده شان سلامتی و عزت روزافزون عنایت نما .
به ما ( معلمین ایشان ) و پدر و مادرشان توفیق ده تا آنها را در مسیری که تو می پسندی و دوست داری ، تربیت و راهنمایی نماییم و خودمان هم بر این مسیر گام برداریم .
خدایا ظهور مولا و سرورمان حضرت حجت ابن الحسن العسگری (عج) را نزدیک نما و ما را جزو یاران ایشان قرار ده .
روح بلند حضرت امام خمینی (ره) و شهدای گرانقدر کشورمان و نیز همه ی دوستان و آشنایان ما را که از دنیا رفته اند شاد گردان و آنها را از برکات این ماه خوبت بهره مند ساز و دست آخر :
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
افطار سی امین روز رمضان 1428
نوشته شده در یکشنبه 22 مهر 1386 و ساعت 12:10 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -
¿مولای عشق . . .
پنجشنبه 12 مهر 1386
غصه می خوریم نبودنت را
این قصه سر دراز دارد
قصه حقیقت گفتن و ضربت شنیدن . . .

نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر 1386 و ساعت 06:10 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -
¿شب هزارم . . .
پنجشنبه 12 مهر 1386

به نام خداوند من و تو که هم رحمان است وهم رحیم.
مهربانی که قرآن عظیم اش را در شب قدر برای راهنمایی من و تو فرو فرستاد .
دریغ و افسوس که من و تو هرگز نفهمیدیم که شب قدر چگونه شبی است و . . . نخواهیم فهمید .
شب زیبایی که از هزاران ماه دیگر برای من و تو بهتر و برتر و ارزشمندتر است ، اگر بفهمیم و استفاده کنیم .
در این شب خداوند مهربان من و تو به فرشتگانش امر می کند که به سراغ ما بیایند ، بر در قلبهای بسته و خسته ی ما بکوبند و ما را از خواب بیدار کنند و همه ی امور ما را به اذن خداوند کفایت نمایندتا هنگام صبح .
این شب برای من و تو ، رحمت و سلامت و تهنیت است تا به هنگام صبح ، اگر خواب نمانیم و استفاده کنیم .
**************
. . . وچه شبی است این شب ، بیا امسال این را بفهمیم . شاید که دیگر آن را به ما ندهند . شاید این سال آخرین فرصت دیدار من و تو با شب قدر باشد .
بیا امشب نخوابیم . بیا به خاطر حسن(ع) و حسین(ع) ، به خاطر زینب(س) که تا صبح در کنار بستر پدر بیدار ماندند و بیتاب بودند ، امشب نخندیم . بیا امشب گریه کردن را تجربه کنیم ، صاحب امشب اشک من و تو را خیلی دوست دارد .
به بزرگیش سوگند خورده که نزد او اشک جوان و نوجوان توبه کننده زیباترین چیز است و بالاترین ارزش را دارد. او خود گفته که دانه دانه اشک من و تو را خواهد خرید و بهای آن را با سلام و سلامتی و سعادت دنیا و آخرت خواهد پرداخت .
به خدا ، فرصت بسیار کم است . امشب خیلی زود صبح خواهد شد . فرصت برای خواب بسیار است ولی برای بیداری فقط همین امشب ، امشبی که شب قدر است . بیا امشب اندکی بهتر شویم ، یا که نه اصلا آدمی دیگر شویم .
سلام بر شب قدر و سلام بر صاحب شب قدر و سلام بر من و تو که امشب میهمان شب قدر خواهیم شد .
سلام هی حتی مطلع الفجر به یاد هم باشیم و برای هم دعا کنیم . . .

نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر 1386 و ساعت 05:10 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در پنجشنبه 12 مهر 1386 و ساعت 05:10 ق.ظ
¿رمضانی دیگر . . .
پنجشنبه 29 شهریور 1386

رمضان از راه میرسد تا این بار با آغازین روزهای ماه تعلیم وتربیت قرین گردد و ما را به این اندیشه بخواند كه چه زود سالی دیگر را گذراندیم و دوباره به آستانه مقدس رمضان پا نهادیم . سرعت عجیب عمری كه از كف می دهیم ، با هلال ماه رمضان به ما گوشزد می شود .
آری ، رمضان اینگونه می آید و دریغ كه نشانه آمدنش تنها در این باشد كه زمان گستردن سفره های غذایمان تغییركند و روح دنیا طلب مان ، در هیاهوی افطاریها و سحریها تنها دلخوش به نخوردن و نیاشامیدن گردد .
. . . رمضان با هدفی والاتر می خواهد كه نه تنها ساعاتی را از خوردن و آشامیدن باز ایستیم ، بلكه مهم تر از همه چیز ، گوهر دل را به صیقل امساك و روزه جلا بخشیم و آلودگی را از تار و پود قلب و روحمان بزداییم .
این گونه است كه ندا می دهد :
ای روزه داران اگر چنین می خواهید ، دهان از آنچه غیر خدایی است ببندید و چشم را به آنچه شیطانی است نگشایید و گوش را آلوده هر زمزمه پلید نسازید و حتی خیال باطل را هم از دروازه دلها بزدایید.
به راستی از خود بپرسیم كه تا كی باید به رنگها و پوسته ها پرداخت و مغزها و باطنها را رها ساخت ؟
اگر صلاتمان (( تنهی عن الفحشا و المنكر )) نیست ،
اگر صیاممان از (( لعلكم تتقون )) هم فرسنگها دور مانده است ، آیا راز و رمزی جز این دارد ؟
باید همتی والا یابیم و دنیای شیطانی را جز بازیچهی فریب و غرور ندانیم تا در رمضان ، آبشار توفیق الهی تمامی پیكرمان را در برگیرد و در این مدرسه بزرگ انسان ساز ، به رتبه ای ممتاز دست یابیم.
باید به شكرانه بهره مندی از چنین نعمتی ، شكرانه به جای آوریم و در شادی حضور در این ضیافت پربركت با سایر بندگان خوب و صالح خداوند شریك گردیم .
كه اگر چنین شد و چنین كردیم ، آنگاه باید به خود ببالیم و در اندیشه شكری بیكران باشیم كه پاداش چنین روزه ای در آن حدیث شگرف قدسی وعده داده شده است كه :
« الصوم لی و انا اجزی به »
« روزه از آن من است و من خود پاداش آن هستم »
ای كاش همین امسال دیدار چنین رمضانی خدا پسند و دلپذیر قسمت شما همراهان آصره گردد .
انشا الله كه چنین است.

نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در پنجشنبه 29 شهریور 1386 و ساعت 12:09 ب.ظ
¿جشن امید
چهارشنبه 7 شهریور 1386

عمریست که از حضور او جا ماندیم
در غربت سرد خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم
منتظرین راستین آن موعود
حلاوت این انتظار شیرین گوارای وچودتان باد .
نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور 1386 و ساعت 01:08 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -
¿برگزیده ترین . . .
جمعه 19 مرداد 1386
نوشته شده در جمعه 19 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ توسط : آشنا
ویرایش شده در - و ساعت -