
شادیم که از عشق علی مست شدیم
نیست بودیم و علی آمد و ما هست شدیم
. . . و او آمد تا ما هستی خویش را دریابیم و جایگه خویش را بازیابیم .
که اگر او نبود ما در نیستی خویش عمری را چون جماد و نبات سپری می نمودیم و به فنا می رسیدیم.
و اکنون چون او آمده و بذر محبت و مودت خویش را در دلمان نهاده و از تمامی هستی های این عالم فانی هست تریم و بر تمام ایشان سرور . . .
این ولادت که میلاد انسانیت در وجود من و توست بر ما مبارک باد .

روز خوبی بود .
یک بعد از ظهر خوب و به یاد ماندنی . . .
جای آنهایی که نیامدند خیلی خالی بود .
از جمع بچه های دوره دهم صالحین ، ۳۷ نفر آمدند .
گفتند و خندیدند و خاطرات گذشته را مرور کردند و . . .
نتیجه کنکور مهم نبود . مهم لحظاتی بود که پس از چهار سال دوری اکنون در کنار هم سپری می شد .
هیچ کس نمی دانست که پس از امروز چه خواهد شد و هر یک کجا و چگونه روزهای آتی را سپری خواهند نمود . ولی همه به آن روز افسانه ای و رویایی می اندیشیدند .
روزی نه چندان دور ، فقط
۲۳۵۰ روز دیگر
روزی زیبا که همکلاسی های دیروز و دوستان امروز، در موقعیتها و پستهای مختلف اجتماعی سرشار از امید و ایمان در کنار هم جمع می گردند و برای رسیدن به فردایی روشن تر حرکتی نوین را آغاز می کنند .
به امید آن روز : دهم دی ماه ۱۳۹۲
ساعت ده صبح
صحن امام زاده صالح (تهران ـ تجریش )
زندگی،
صحنه یكتای هنرمندی ماست
هركسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
لیك ، صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد . . .
وعده دیدار دانش آموزان دوره ۱۰ صالحین
۱۰ـ مین روز
۱۰ـ مین ماه
۱۰ـ سال دیگر
ساعت ۱۰ صبح
( دهم دیماه سال ۱۳۹۲ )
صحن امام زاده صالح(ع)

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن از دوستان جانی مشکل توان بریدن
دیدار مجدد دانش آموزان دوره دهم صالحین
زمان : سه شنبه دوم مرداد ماه ۱۳۸۶
ساعت ۱۷ الی ۱۹
مکان : مجتمع آموزشی دانا ـ خیابان اقدسیه ـ خیابان ناز ـ مدرسه دانا
